ده منازعه مهم جهان در سال ۲۰۱۹

نویسنده: رابرت مالی[2]

مترجم: وحیدالله امین


[این مقاله توسط رابرت مالی؛ رئیس گروه بحران برای مجلهء فارن پالیسی نوشته شده بود. طی این نوشته؛ رابرت مالی، ده بحران مهم سال 2019 م را نشاندهی نموده و بالای آنها تبصره نموده است. این ده بحران عبارت از: یمن، افغانستان، تنش های امریکا و چین، عربستان سعودی، امریکا، اسرایل، ایران، سوریه، نایجریا، سودان جنوبی، کامرون، اوکراین و ونزویلا.

در دورانی که شاهد کاهش برتری بی‌چون و چرای آمریکا هستیم، نظام بین‌الملل دچار تنش‌هایی شده است. رهبران بیشتری وسوسه می‌شوند با مداخله در منازعات فرامرزی، محدوده‌های پیشین را تسخیر نموده، بر نفوذ خود بیفزایند و از نفوذ رقبای خود بکاهند. چندجانبه گرایی و مرزهای آن تحت هجوم سیاست‌های منفعت ‌طلبانه و حاصل جمع صفر قرار گرفته‌ ، نهادهای اعمال قدرت جمعی مانند شورای امنیت سازمان ملل، علیل شده‌ و نهادهای نظارتی جمعی مانند دیوان کیفری بین‌المللی مورد غفلت و بی‌ توجهی واقع شده‌اند.

دل بستن بی‌اندازه به اندیشه عصر تفوق جهان غرب گمراه کننده است. استفاده از تسلیحات کیمیایی علیه ایران توسط عراق، نسل ‌کشی در بوسنی، رواندا و سومالی، حمله به عراق و افغانستان پس از حملات یازدهم سپتامبر، جنبش وحشیانه سریلانکا علیه شورشیان تامیل و سقوط لیبیا و سودان جنوبی، همگی وقایعی بودند که در دوران سلطه جهان یکپارچه غرب روی دادند. نظم لیبرال و قاعده‌مند، به ندرت توانست مانع کسانی شود که تصمیم گرفتند مقررات آن را زیر پا بگذارند. چشم‌انداز کاهش قدرت نفوذ غرب، در مسکو، پکن و جهان در حال توسعه با بروکسل، لندن و واشنگتن متفاوت است. با این حال، خوب یا بد، سال‌های متمادی است که قدرت آمریکا و متحدانش، محدودیت‌ها را برقرار کرده و به ساختار نظام های منطقه‌ای قوام بخشیده اند. با کاهش نفوذ غرب به علت تخریب ائتلافهای سنتی توسط ترامپ و دست و پنجه نرم‌ کردن اروپا با برگزیت و بومی‌گرایی، سران پائین ترین نقاط جهان در حال ارزیابی میزان گسترش نفوذ احتمالی خود هستند. اکثریت این رهبران در سیاست داخلی خود، ترکیبی از ناسیونالیسم (قوم ګرایی) و دیکتاتوری را به کار می‌ بندند. فیصدی این اختلاط در کشورهای مختلف، یکسان نیست اما وجه اشتراک آنها، عدم پذیرش نقش قواعد و نهادهای بین‌المللی است. شاخص‌ ترین چهره را می‌توان ترامپ دانست اما او شدیدترین شکل این روش را به کار نبسته است. اخراج اجباری ۷۰۰۰۰۰ مسلمان از میانمار، سرکوب اعتراضات رو به رشد توسط حکومت سوریه، اراده آشکار دولت کامرون برای سرکوب مخالفان آنگلوفون به جای ریشه ‌یابی نارضایتی‌ها، جنگ اقتصادی دولت ونزوئلا علیه مردم خودش و آرام کردن و سرکوب مخالفان در ترکیه، مصر و سایر کشورها، نمونه‌هایی از این روش اند.

این رهبران گاهی همین روش را در خارج از مرزهای خود در پیش می‌گیرند. روسیه که بخشهایی از خاک گرجستان و شبه جزیره کریمه را به خاک خود ضمیمه کرده و از جدایی‌ طلبان در اوکراین حمایت کرده است، اکنون توجهش را معطوف دریای آزوف کرده، مخالفانش را در انگلستان مسموم می‌کند و دموکراسی‌های غربی را با تهاجم سایبری متزلزل می‌کند. چین مانع دریانوردی آزاد در دریای جنوب می‌شود و بدون دلیل شهروندان کانادایی را بازداشت می‌کند. عربستان سعودی جنگی نابرابر در یمن به راه انداخته، نخست‌وزیر لبنان را حبس می‌کند و روزنامه نگار مخالف یعنی جمال خاشقجی را در کنسولگری واقع در استانبول سلاخی می‌کند. اسراییل با جسارت هرچه بیشتر، زمینه تحقق راه ‌حل دو دولتی را از بین می‌برد. تمام این اقدامات یک نقطه اشتراک دارند: نقض مقررات بین‌المللی و پیامد های ناگواری که به دنبال دارد.

ایالات متحده در این میان، ناظری بی‌گناه نبوده است. بی‌توجهی ترامپ به حقوق بشر و پیگیری دیپلماسی منفعت طلبانه در کنار پا گذاشتن روی قواعد بین‌المللی با خروج از توافق هسته‌ای با ایران و حتی تهدید سایر کشورهای پایبند به آن، تهدید به احتمال خروج از پیمان کنترل موشک‌های میان‌برد به جای اصرار بر پایبند ماندن مسکو به آن و ملزم ندانستن واشنگتن و متحدانش به پاسخگویی با هجوم بر دیوان کیفری بین‌المللی، همگی مؤید کارنامه منفی آمریکا هستند.

اما حقیقت این است که آنها همواره به تمام خواست‌های خود نمی‌ رسند. بنگلادیش قصد داشت پناهجویان روهینگیا را اجبار به بازگشت کند اما در اثر فشار بین‌المللی از آن منصرف شد. و هم از عملیات بازپس‌گیری شهر «ادلب» توسط رژیم سوریه با حمایت روسیه، به علت اعتراض شدید ترکیه، اروپا و آمریکا اکنون برطرف شده است. همین اتفاق برای تصمیم حمله امارات و عربستان به بندر «هدیده» افتاده که با هشدار جامعه بین‌المللی به پیامدهای فاجعه ‌بار آن، متوقف شده است.

رهبرانی که انتظار مصونیت داشتند، با محکومیت‌های شدید بین‌المللی مواجه شده‌اند مانند پوتین پس از الحاق شبه‌جزیره‌ کریمه و محمد بن سلمان پس از قتل جمال خاشقجی. اما نظم بین‌المللی به گونه‌ای که آن را می‌شناختیم در حال احیاست اما معلوم نیست پیامد این بیداری چه خواهد بود، به نظر می ‌رسد خطرهای بیشتر از اینکه در دستاوردهای آن نهفته باشند، در مسیر تحقق آنها بروز یابند. چنانکه ۱۰ موضوع منازعه جهانی که در ادامه آمده‌ نشان می‌دهند، این مسیر ناهموار و ناامن خواهد بود.

  1. یمن

اگر بخواهیم یک مکان را نمونه عدم رعایت مقررات بین‌المللی در آن بدانیم، بدون تردید یمن است. اگر بازیگران کلیدی در بحران یمن از راه ‌حل نماینده ویژه سازمان ملل که در هفته‌های اخیر برای حصول آتش ‌بس نسبی و گام‌های اعتماد ساز بدست آورده است حمایت نکنند، شاهد تداوم بدترین بحران انسانی جهان در سال ۲۰۱۹ م نیز خواهیم بود. طبق گزارش سازمان ملل متحد، جنگ چهار ساله سعودی‌ها، ۱۶ میلیون یمنی را در شرایط گرسنگی و سوءتغذیه قرار داده است[3]. این یعنی از هر دو یمنی، یک نفر چیزی برای خوردن ندارد.

جنگ در اواخر ۲۰۱۴ م آغاز گردید، هدف جنگ راندن حوثی های شورشی که دولت مرکزی را از پایتخت بیرون رانده بودند بود، اما بعد از آنکه عربستان سعودی در یک ائتلاف با امارات متحده عربی برای بمگذاری و محاصره و دست یافتن بر حوثی ها و باز گرداندن دولت به قدرت تشدید گردید، قدرت های غربی عمدتا از ائتلاف سعودی در این جنگ حمایت کردند.

در اواخر سال ۲۰۱۸م ، نظامیان یمنی با حمایت امارات متحده عربی بندر هدیده را به هدف محاصره حوثی ها محاصره نمودند که در نتیجه این محاصره ملیون ها یمنی بر اثر گرسنگی جان باختند. ائتلاف ظاهرا معتقد بود که حرکت در داخل یمن وگرفتن بندر هدیده شورشیان حوثی را وادار به تسلیم خواهد نمود ، اما نتیجه برعکس آنچه تصور می شد پیروزی را ناممکن ساخت. مقام ارشد سازمان ملل آقای مارک لوک‌کاک هشدار داده بود، که این مسله باعث یک بحران بزرگ خواهد شد[4]. این مسله و قتل خاشقجی باعث شد که قدرت های غربی از جمله امریکا قدرت ائتلاف حوزه خلیج را محدود نمایند . در ۹ نومبر سال 2018 م ، ایالات متحده امریکا  اعلان نمود که دیگر جت های ائتلاف حوزه خلیج بر یمن، حملات هوایی انجام نخواهند داد، یک ماه بعد آقای گریفتس با همکاری ایالات متحده به توافق میان حوثی ها و دولت یمن همراه با یک آتش بس کوتاه‌مدت موفق گردید[5].

انتظار می رود در سال ۲۰۱۹ م امریکا فشارها برای پایان دادن به جنگ را افزایش دهد. سنا از هم‌ اکنون در پی ممنوعیت هر گونه دخالت دولت آمریکا در یمن است[6]. و با در دست گرفتن کنترل مجلس توسط دموکرات‌ها، آنها شدت عمل بیشتری علیه این جنگ نشان خواهند داد. اما اقدامات بیشتری برای پایان دادن به درگیری‌ها در سال آینده نیاز است. همه طرفین این جنگ، چه حوثی ها و چه سعودی‌ها معتقدند زمان به نفع آنها می‌گذرد. تنها فشار اروپا، عمان و ایران بر حوثی ها، فشار آمریکا بر عربستان و امارات، فشار این دو کشور بر دولت یمن و فشار کنگره بر دولت آمریکاست که قادر خواهد بود به تغییر اوضاع کمک کند.

  1. افغانستان

اگر یمن از جمله مصیبت زده ترین کشورهای جهان است، افغانستان نیز کشوریست که مرگبارترین جنگ را تجربه میکند. تنها در سال ۲۰۱۸ م  حدود ۴۰۰۰۰ نظامی و غیرنظامی کشته شدند[7]. تصمیم ترامپ برای خروج نیمی از سربازان آمریکایی، می‌تواند شرایط را بدتر کند. اعلام این تصمیم می‌تواند باعث شود بازیگران منطقه‌ی با جدیت بیشتری راه‌ حل دیپلماتیک را پیگیری کنند اما عجولانه بودن این تصمیم است که به معنای عدم هماهنگی با مقامات ارتش آمریکا و در نتیجه پیامدهای منفی آن است.

میزان تلفات جنگ در سال ۲۰۱۸ م از هفده سال گذشته بالاتر بود. هم‌اکنون طالبان کنترل نیمی از کشور را در اختیار دارند. واشنگتن با گماشتن زلمی خلیل ‌زاد به عنوان مسئول مذاکرات با طالبان، نشان داد عزمی جدی برای صلح دارد‌. طالبان نیز مذاکرات را جدی گرفته‌ اند اما به علت پافشاری آنها بر پیش‌ شرط تعیین یک جدول زمانی برای خروج نیروهای خارجی توسط آمریکا، روند پیشرفت مذاکرات کند است. همه طرفین درگیر از جمله ایران، روسیه، چین و پاکستان خواستار خروج نهایی آمریکا از افغانستان هستند اما در این نیز اتفاق نظر دارند که خروج عجولانه و بی برنامه آمریکا، پیامدهای منفی خواهد داشت. آنها اگر از خروج نهایی آمریکا از این منطقه اطمینان حاصل کنند، احتمالا از تلاش‌های دیپلماتیک آمریکا برای صلح حمایت بیشتری خواهند کرد. اما شتابزدگی تصمیم ترامپ برای خروج، فرماندهان ارتش، خلیل‌زاد و مقامات افغان را غافلگیر کرده است. عدم هماهنگی قبلی با خلیل‌زاد به این معناست که او قادر نخواهد بود از این تصمیم که در جهت منافع طالبان نیز هست، در مذاکره با این گروه بهره‌برداری کند. پس از این رویداد بود که رییس‌جمهوری افغانستان با گماشتن دو مقام جدید که خصومت شدیدی با طالبان دارند، موضع نرم خود را تغییر داد. اعلام آتش‌بس موقت در ماه‌های اخیر به معنی تمایل تمام طرف‌های درگیر برای پایان دادن به جنگ است اما تصمیم عجولانه ترامپ بر ابهامات در باره سرنوشت مذاکرات صلح افزوده است.

  1. تنش میان ایالات متحده امریکا و چین

فارغ از تلخی اختلافات میان پکن و واشنگتن، این نزاعی مرگبار بین دو کشور تلقی نمی‌شود. اگر روابط پرتنش میان آنها که به نازلترین سطح پس از واقعه میدان تیانانمن در سه دهه پیش رسیده، وخیم‌تر شود رقابت میان دو کشور، پیامدهای ژئوپولیتیک شدیدتری نسبت به تمام بحران‌های ذکر شده در این مقاله خواهد داشت.در واشنگتن، یکی از محدود نگاه‌های مشترک میان هر دو حزب، این است که چین دشمنی است که آمریکا با آن وارد رقابتی راهبردی شده است. اغلب سیاستگذاران آمریکایی معتقدند چین از قواعد و مقررات سازمان جهانی تجارت و کنوانسیون حقوق دریاها که خودش ناقض روح مقررات آنهاست، به نفع خود سوء استفاده می‌کند. لغو محدودیت‌های زمانی ریاست‌جمهوری شی جین پینگ، گسترش حضور نظامی و وسعت بخشیدن به سلطه حزب کمونیست، بسیاری را در واشنگتن به خطر سیاست‌های دولت او واقف کرده است. اقدام دولت چین به بازداشت سه شهروند کانادایی در پاسخ به بازداشت مدیر شرکت هواوی در کانادا به علت نقض تحریم‌های ایران و احتمال استرداد او به آمریکا، نشانه‌ای از روش قانون‌گریزانه در پکن است. در واقع، چین منافع کوتاه‌مدتی در نقض قواعد نظام بین‌الملل ندارد. اما چین بیش از هر زمانی، آماده تعمیم نفوذ منطقه‌ای خود است. در آسیا، چین خواستار حوزه نفوذی است که در آن به حاکمیت ملی کشورها احترام گذاشته می‌شود که البته واشنگتن آن را نسبت به منافع خود و متحدانش در منطقه، خصمانه می‌داند.

افزایش تنش میان چین و آمریکا به معنای افزایش منازعات در آسیا و فراتر از آن خواهد بود. در صورت ناکامی مذاکرات میان واشنگتن و پیونگ یانگ، احتمالا چین از تحریم‌های بیشتر علیه کره شمالی حمایت نخواهد کرد و همچنین از تلاش‌های دیپلماتیک آمریکا در افغانستان. احتمال تقابل مستقیم میان دو کشور کم است اما دریای جنوب چین، نقطه تنش‌زایی است. در دو دهه اخیر شاهد درگیری‌هایی میان نیرو‌های چینی و هواپیماهای آمریکایی در این منطقه بوده‌ایم. چین مدعی مالکیت بر نود درصد از مساحت دریای مذکور است که با مرزهای ویتنام، مالزی و فیلیپین مداخله دارد و به احداث پایگاه‌های نظامی در منطقه مبادرت می‌ورزد. چین تمایل دارد همانند آمریکا در همسایگانش نفوذ داشته باشد و بر تنگی ها و دریاهای اطراف خود تسلط بیابد اما کشورهای کوچک این منطقه مخالف این رویکردند و چشم امیدشان به آمریکاست. ممکن است چین و آمریکا در چند ماه آینده به یک توافق تجاری برسند که از بار تنش‌ها میان دو کشور بکاهد. اما این راه و روش اثری کوتاه‌مدت خواهد داشت چراکه هر دو کشور خود را برای رقابتی راهبردی و ژئوپولیتیک در دراز مدت آماده می‌کنند.

  1. عربستان سعودی، امریکا، اسراییل و ایران

همانند سال ۲۰۱۸م ، سال ۲۰۱۹ نیز خطر برخورد میان این چهار دولت را با خود همراه دارد. سه دولت نخست نگاه مشترکی به تهران دارند و معتقدند باید موانعی جلوی افزایش نفوذ منطقه‌ای آن ایجاد شود. برای واشنگتن این به معنای خروج از برجام، تهدید به تلافی اقدامات تهران و بازگرداندن تحریم‌های هسته‌ای بوده است. عربستان نیز از زبان ولیعهد اعلام به آمادگی برای مقابله با ایران در لبنان، عراق، یمن و حتی داخل خاک ایران کرده است. اسراییل نیز عمدتا بر اهداف ایران در سوریه متمرکز است اما تهدید کرده که حزب‌الله در لبنان را نیز مورد حمله قرار خواهد داد.

تاکنون ایران با دل بستن به تحولات دراز مدت، واکنشی نشان نداده است. باوجود ادامه آزمایش‌های موشکی و متهم کردن ایران به استفاده از نیروهای نیابتی شیعه در عراق برای ترساندن نظامیان آمریکایی توسط واشنگتن، محاسبات تهران حاکی از عدم نیاز به پاسخی خصمانه بوده است. اما با افزایش فشار اقتصادی بر ایران، این موضع ممکن است تداوم نیابد. علاوه بر آن نمیتوان از احتمال برخورد ناخواسته در عراق، سوریه، یمن یا خلیج فارس گذشت. تاکنون مهمترین عامل تنش، خروج آمریکا از برجام و وضع تحریم‌های ثانویه علیه کشورهای شریک تجاری ایران بوده است. آنچه مانع پاسخگویی ایران به آنچه جنگ اقتصادی علیه خود می‌نامد شده است، پایبندی سایر امضاکنندگان برجام یعنی اروپا، روسیه و چین به این توافق است. تلاش آنها برای ایجاد توافق تجارت با ایران و حفظ روابط دیپلماتیک، تهران را متقاعد کرده که به مفاد برجام پایبند بماند. همچنین ایرانی ها امید دارند ترامپ در انتخابات بعدی پیروز انتخابات نباشد.

امکان دارد محاسبات ایران تغییر کند. درحالیکه امید سعودی‌ها و آمریکا به تاثیر تحریم‌ها بر تغییر رفتار ایران یا حتی تغییر حکومت مسلما به یاس و نا امیدی بدل خواهد شد، فشار اقتصادی به مردم عادی ایران صدمه زده است. با افزایش فشار بر مردم، فریاد تندروها در ایران برای خروج از توافق نیز بلندتر می‌شود. حتی در صورت پایبند ماندن ایران به توافق، این وسوسه میان ایرانیان شکل خواهد گرفت که به طریقی واشنگتن را به پرداخت بهای آن وا دارند مانند تحریک شبه ‌نظامیان شیعه در عراق به هدف قراردادن نظامیان آمریکا.

خصومت میان ایران و عربستان را در افزایش جنگ‌های نیابتی این دو قدرت منطقه‌ای در خاورمیانه می‌بینیم. خطرناک‌ترین منطقه درگیری نیز یمن است. مثلاً ممکن است موشک‌های حوثی ها شهرهای عربستان را هدف قرار دهند یا کشتی‌های تجاری در دریای سرخ را غرق کنند. در سوریه نیز اسراییل بدون قصدی برای یک‌ جنگ وسیع، به هدف قراردادن اهداف ایران در حملات هوایی ادامه می‌دهد. ایران که از هزینه سیاسی این تنش‌ها آگاه است، اطمینان دارد می‌تواند این حملات را بدون به خطر انداختن منافع عمیق‌تر و حضور دراز مدت خود در سوریه تحمل کند. اما صبر ایران نیز بی‌پایان نیست و یک اشتباه محاسباتی می‌تواند اوضاع را وخیم‌تر کند.

  1. سوریه

تنش ها بارسیدن به آخرین روزهای سال 2018 م  در سوریه درحال فروکش کردن است ، دولت بشارالاسد توانسته باحمایت ایران و روسیه ،بخش اعظم کشور را به کنترول خود در آورد و به عملیات داعش پایان دهد .هم اکنون در این سر زمین شاهد نوعی توازن قوا میان ایرانی ها و روسها با اسرائيل درجنوب غرب سوریه، روسیه با ترکیه در شمال غرب و امریکا با ترکیه در شمال شرق هستیم ، اما تصمیم ترامپ برای خارج کردن نظامیان امریکایی، این توازن قوا خاتمه خواهد داد، احتمال دارد، این اقدام موجب جان گرفتن دوباره داعش در این مناطق شود. از طرف دیگر کردها نیز سپر دفاعی خود را در مقابل ترکیه از دست خواهند داد .لازم است ایالات متحده و روسیه به منظور جلوگیری از بروز هرج و مرج به همکاری بپردازند و ترکیه را از حمله به کردها منصرف نمایند و در عوض کردها را نیز به انصراف از تشکیل حکومت خود مختار در این منطقه متقاعد نمایند.

  1. نایجریا

مردم نایجریا در فبروری سال 2109 م برای انتخاب رئيس جمهور جدید و نماینده‌گان مجلس فدرال به پای صندوق های رای میروند، در ماه مارچ نیز انتخابات شوری و والی ها و مجلس ایالتی برپا خواهد شد. برگزاری انتخابات در این کشور به طور سنتی صحنه بروز خشونت است و این شرایط نیز به طورخاص تنش آفرین است.

رقابت انتخاباتی برای ریاست جمهوری میان محمد بوهاری و رقیبش اتیکو ابوبکر شدید است ، حزب دموکراتیک خلق حامی ابوبکر پیش از روی کار آمدن بوهاری به مدت 16 سال قدرت را در دست داشت ، اختلاف میان دولت بوهاری و رهبران مجلسین موجب تعویق تامین مالی انتخابات شده است . بی اعتمادی اپوزیسیون به کمسیون انتخابات و نیروهای امنیتی ، خطر درگیری ها پس از اعلام نتایج را بالامیبرد. این گونه منازعات انتخاباتی درین کشور پیشینه دیرینه دارد .درجریان خشونت هاپس از انتخابات سال 2011 م حملاتی به اقلیت ها دینی شمال نایجریا رخ داد که منجر به مرگ 800 نفر شد . همزمان در مناطق نفت خیز نایجریا نیز تنش میان محلیان و دولت فدرال به علت خلف وعده دولت در پاکسازی آلودگی های نفتی ، توسعه زیر ساخت و افزایش سرمایه گذاری اجتماعی درحال بالاگرفتن است.

درین شرایط دولت باید باتقویت حضور نیروهای امنیتی در مناطق حساس انتخاباتی و نظارت بر این نیروها به منظور اطمینان از عملکرد بی طرفانه آنها ، بحران تنش های انتخاباتی را کنترول کند و در عین حال تمام احزاب نیز باید به تبلیغات منصفانه و رفع اختلافات از طرق قانونی متعهد شوند . البته این روش حلال تمام مشکلات متعدد نایجریا نیست اما میتواند آغاز خوبی باشد.

  1. سودان جنوبی

از آغاز جنگ داخلی در سودان جنوبی پنج سال میگذرد و تاکنون بیش از400000 نفر جان باخته اند . در ماه سپتامبر، رئیس جمهور سلوا کیر که رهبری شورشیان را برعهده دارد، و ریک مچار به امضای توافق آتش بس نائل آمده و متعهد شدند تا سال 2022 م باهمدیگر حکمرانی کنیم. این توافق فعلا برای این دو رهبر و روسای جمهوری سودان و اوگاندا رضایت خاطر به همراه آورده است .از همه مهمتر کاهش خشونت هاست. همین عامل فعلا دلیل اصلی پایبندی طرفین به توافق است اما مشکلاتی در آینده وجود دارد. نخست اینکه مشابه این توافق در سال 2015 م میان دو طرف امضاء شد که پس از مدتی نقض شد و آتش درگیری ها را شعله ورکرد . همزمان در سودان نیز عمرالبشیر باچالشی مواجه است که حاکمیت او را تهدید میکند در ماه سپتامبر مردم معترض به تورم و بی لیاقتی مقامات به جادها ریختند و خواستار کناره گیری رییس جمهور شدند. بی ثباتی در این کشور همجوار شمالی، بر ثبات سودان جنوبی نیز تاثیر مخربی خواهد داشت .

علاوه بر آن کشورهای حمایت کننده مانند ایالات متحده آمریکا، کمک های مالی خود به سودان جنوبی را قطع کرده اند و منتظرند تا شاهد نتیجه توافق دو رهبر مخالف باشند و سپس کمک های مالی را از سر بگیرند . این احتیاط قابل درک است اما اگر توافق مذکور به شکست مواجه شود ، موجی از جنگ ها و خونریزی کشور را در بر خواهد گرفت. کشورهای منطقه نیز بیشتر نگران منافع کوتاه مدت خود هستند و نماینده ای از جهان غرب میتواند نقشی نظارتی برای حفظ صلح در این شرایط ایفا نماید.

  1. کامرون

بحران موجود در مناطق آنگلوفون کامرون در نزدیک مرز تبدیل شدن به یک جنگ داخلی و به آشوب کشیدن کشوری است یک وقت در منطقه جزیره آرامش تلقی می شد. این بحران از سال 2016م  با ریختن معلمان و وکلای آگلوفون به جاده‌ها در اعتراض به استفاده گسترده از زبان فرانسوی در نظام آموزشی و حقوقی در حال بالا گرفتن است. این بحران با به حاشیه رانده شدن اقلیت انگلیسی زبان این کشور که یک پنجم جمعیت را تشکیل می دهند ، شدت یافته است. علاوه بر برخورد شدید نیروهای امنیتی با معترضان و زندانی شدن فعالان معترض، دولت هم چنان از رسمیت شناختن اعتراضات خود داری میکند. این وضعیت موجب روی آوردن معترضانی که تنها خواستار خود مختاری و حقوق شان بودند به تأسیس گروه های شبه نظامی و ترتیب دادن حملاتی علیه دولت شده است. تقریبا ده گروه شبه نظامی با دولت مقابله میکنند که دو گروه از آنها دارای رهبری خارج از مرزها هستند. دولت موقت امبازونیا که نامش برای منطقه خواهان خود مختاری برگزیده شده و شورای حکمرانی امبازونیا باندهای تبه‌کاری نیز در منطقه از هرج و مرج بهره برده و به تخلفات خود ادامه میدهند. طبق گزارش های گروه بین المللی بحران، درگیری ها اکنون موجب کشته شدن 200 نظامی دولتی و 600 نفر از نیروهای اپوزیسیون کشته شده است. دستکم 500 غیر نظامی نیز در ین میان جان خود را از دست داده اند. طبق برآورد سازمان ملل ، سی هزار نفر به نایجریا پناهنده شده اند و 437000 نفر داخل کشور بی خانمان گردیده اند .

حل بحران در ابتدأ به اتخاذ تدابیر اعتماد ساز نیاز دارد که مستلزم آزاد سازی تمام زندانیان سیاسی از سوی دولت و تعهد هر دو طرف به رعایت اتش بس است . سپس تشکیل یک کنفرانس میان آنگلوفونها نیاز است تا نماینده‌گان خود را برای مذاکرات صلح انتخاب کنند. مقامات کامرونی در ماه دسامبر با آزادی تعداد از زندانیان گامی به پیش برداشتند اما بسیاری از مخالفان از جمله رهبران جدایی طلبان هنوز در زندان به سر میبرند. معلوم نیست که این اقدام نیز نشانه حسن نیت واقعی دولت باشد یا مخالفان را به مذاکره تشویق کند بدون یک توافق دو جانبه واقعی، کامرون در خطر یک جنگ داخلی وسیع و مخرب قرار دارد.

  1. اوکراین

جنگ در اوکراین بدون چشم اندازی در پایان ادامه دارد. این جنگ که از الحاق شبه جزیره کریمه به خاک نیز میان روسیه و حمایتش از جدایی طلبان منطقه دونباس شرقی آغاز شد ،منازعه ای ژئوپولیتیک نیز میان روسیه و قدرت های غربی به راه انداخت. آخرین تنش نیز در دریای آزوف رخ داد که ناوهای اوکراینی و روسی به رویارویی پرداختند و روسیه مسیر دسترسی اوکراین به تنگه کرچ را مسدود کرد. این درگیری چند ناو و اسارت تعدادی از نیروی دریایی این کشور با هدف بیرون راندن شناورهای اوکراینی از آن آب ها صورت گرفته که نقض توافق دو جانبه ای است که در سال 2003 م دو طرف به منظور تثبیت حق کشتی رانی های آزاد امضاء کردند روسیه معتقد است ناوهای اوکراینی به دستور رییس جمهور پروشنکو وارد آب های روسیه شدند تا پیش از انتخابات بتوانند حمایت داخلی و خارجی برای خود کسب کنند.

همزمان شاهد ادامه درگیری ها در منطقه دنباس هستیم که زندگی ساکنان مناطق مرزی رانده شده از سوی مخالفان را به خطر انداخته است روسیه و اوکراین هر دو هیچ گامی برای پایان جنگ بر نمی دارند، اوکراین اعلان کرده، تا زمان خارج شدن نظامیان و تجهیزات روسی از منطقه دنباس خود مختاری آنرا به رسمیت نخواهد شناخت، اقدامی که روسی ها تمایلی به ‌آن ندارند، درغیاب هر گونه تمایلی به تغیر رفتار در دو طرف انتظار میرود. این بحران در سال 2019 م نیز به همین صورت پابرجا ماند. بعید به نظر میرسد که اوکراین قبل از انتخابات موضوع خود را تغیر دهد و روسیه نیز بعید است به این زودی به حضور خود در دنباس پایان دهد. انتخابات اوکراین یا تحولات داخلی روسیه میتواند چانس حصول صلح را افزایش دهد، اما چنانکه واقعه آزوف نشان داد خطر درگیری همواره برقرار است.

  ۱۰ ونزوئلا

ونزوئلا که منطقه ای مملو از ذخایر نفتی است، همواره حسادت همسایه گانش را بر انگیخته است. امریکای لاتین نیز در عوض به تماشای بحران اقتصادی و سیاسی این کشور نشسته است، اقتصاد ونزوئلا در حال سقوط بوده و پیامدهای اجتماعی گریبانگیر کشور شده است. فقر و سوء تغذیه بیداد میکند. بیماری های ریشه کن شده مانند ریفتری دوباره رواج یافته است. سه ملیون نفر از جمعیت 31 ملیونی ونزوئلا، به کلمبیا و سایر کشورهای همسایه مهاجرت کرده اند. سازمان ملل انتظار دارد این تعداد تا پایان سال 2019 م به بیش از پنج ملیون برسد[8].

نیکولس مادورو که با سوء مدیریت کشور را دچار بحران کرده، حالا منکر مشقت مردم میشود و از پذیرش کمک های خارجی خود داری میکند، دولت اختیارات پارلمان که در دست مخالفان است را از آن گرفته و انتخابات را به نفع خود بصورت فرمایشی برگزار کرده است . از دهم جون 2019 م ما دورو دور دوم ریاست جمهوری خود را درحالی ِآغازکرده که اکثر کشورهای دیگر و اپوزیسیون داخلی، انتخابات او را به رسمیت نشناخته اند، اپوزیسیون نیز به علت اختلافات داخلی فلج شده و حتی برخی خواستار برکناری مادو رو با قدرت کشورهای بیگانه شده اند[9].

کشورهای همسایه نیز دیگر تحمل موج آواره گان ونزوئلایی را ندارند. یک نشانه آن صحبت از احتمال مداخله نظامی میان این کشورها برای پایان دادن به بحران ونزوئلا است[10]. دولت ترامپ مواضع مشابهی داشته است[11]؛ اتخاذ اقدامات نظامی مانند آن بی تردید بر بی ثباتی این کشور خواهد افزود؛

اما گزینه های سیاسی خوبی نیز وجود دارد مبنی بر اینکه ، امریکا و اروپا ، حلقه درونی اطرافیان مادو رو را تحت تحریم قرار داده اند؛ هر چند مجازات های تجاری وسیع‌تر پیشنهاد نمیشود چراکه به معاش مردم عادی صدمه جدی وارد خواهد کرد ؛ در عوض پیشنهاد قطع روابط ابتدایی دیپلماتیک با ونزوئلا را داده اما این کار موجب انزوای مردم این کشور در شرایط وخیم تر شدن اوضاع شان میشود؛ اگر قدرت های خارجی تمایلی به حل مشکل و در عین حال صرف نظر از مداخلات نظامی را داشته باشند، باید به دنبال انتقال صلح آمیز قدرت باشند که مشتمل بر مذاکرات برای اصلاحات سیاسی و اقتصادی میان دولت و مخالفان و تشکیل نوعی دولت گذار است البته مادور انگیزه کمی برای پذیرش این شرایط دارد؛ اما کشورهای لاتین میتوانند با وضع تحریم های اختصاصی علیه مقامات دولت فعلی ،مادو رو را تحت فشار قرار دهد تا این راه حل را بپذیرد.

[1] این مقاله برای اولین بار در نشریه فارن پالیسی به زبان انګلیسی به نشر رسیده.

[2]  رابرت مالی رئیس و مدیر عمومی ګروه بین المللی بحران است. او به عنوان دستیار ويژه ای برای خاور میانه تحت باراک اوباما رئیس جمهور پشین امریکا کار کرده است.

[3] IPC Global Platform, Yemen Situation Report Dec 2018-Jan 2019, see it online:< http://www.ipcinfo.org/fileadmin/user_upload/ipcinfo/docs/1_IPC_Yemen_AFI_Situation_2018Dec2019Jan.pdf>

[4]Associated Press, 14 million people in Yemen face ‘imminent and great big famine’, NBC News, 24th Oct 2018, see it online:< https://www.nbcnews.com/news/world/14-million-people-yemen-face-imminent-great-big-famine-n923756>

[5] Chris Mills Rodrigo, US to stop refueling Saudi planes in Yemen, the Hill, see it online:< https://thehill.com/policy/international/middle-east-north-africa/416042-us-to-stop-refueling-saudi-planes-in-yemen>

[6] International Crises Group, Six steps to make the most of the US senate’s Yemen vote, 30 Nov 2018, see it online:< https://www.crisisgroup.org/united-states/six-steps-make-most-us-senates-yemen-vote>

[7] Armed Conflict Location & Event Data Project (ACLED), Press Release: While overall violence has declined in 2018, conflict is spreading, 21 Dec 2018, see it online:< https://www.acleddata.com/2018/12/21/press-release-while-overall-violence-has-declined-in-2018-conflict-is-spreading/>

[8] The Associated Press, Venezuelan exodus to reach 5.3 million by 2019, UN says, CBC News, 14th Dec 2018, see it online:< https://www.cbc.ca/news/world/venezuelan-exodus-5-3-million-un-1.4946322>

[9] International Crises Group, Friendly Fire: Venezuela’s Opposition Turmoil, 23rd Nov 2018, see it online:< https://www.crisisgroup.org/latin-america-caribbean/andes/venezuela/71-friendly-fire-venezuelas-opposition-turmoil>

[10] Deutsche Welle, OAS chief: ‘Military intervention’ in Venezuela cannot be ruled out, 15th Sep 2018, see it online:< https://www.dw.com/en/oas-chief-military-intervention-in-venezuela-cannot-be-ruled-out/a-45496823>

[11] Axios, The While House roadmap for intervening in Venezuela, 24th Sep 2018, see it online:< https://www.axios.com/trump-military-intervention-in-venezuela-maduro-30942266-3640-4873-930a-d2baecf7b67b.html>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *