بانو عایشه مادر مؤمنان و اندیش­مندی دایرة المعارفی؛ قسمت دوم

منبع: سایت الجزيرة

قسمت اول

برگردان: سوما نظری

استفاده و بهره­بری از استعدادهایش

اما حسادت و غیرتی که عایشه رضی الله عنها در برابر خدیجه رضی الله عنها نشان می‏داد هرگز در برابر دیگری نشان نمی‏داد، هرچند که ایشان را در زندگی هم ندید. به روایت امام احمد و طبرانی از ایشان روایت شده که عایشه رضی الله عنها فرمود: رسول گرامیﷺ هر دم از خانه بیرون می‏شدند، خدیجه را یاد می‏کردند و از او تعریف می‏کردند؛ روزی از روزها رسول اللهﷺ از او یاد کردند، من حسادت کردم و گفتم: آیا او جز پیرزنی بود که الله تعالی به جای او برای تان بهترش را هدیه داد؟! هدف عایشه رضی الله عنها خودش بود.

عایشه رضی الله عنها می‏دانست که هرگز از نگاه عاطفی نمی‏تواند جای خدیجه را در دل رسول اللهﷺ بگیرد؛ زیرا می‏دانست که وابستگی رسول گرامی به خدیجه از روی عشق و پسند بود، برای همین تلاش می‏کرد کارهایی انجام دهد که مورد پسند نبی کریم واقع شود، بناء به آموزش و توشه­گیری از چشمۀ نبوت روی آورد تا به همسرش نشان دهد که اگر خدیجه ایشان را در ادای رسالت شان یاری کرد، او نیز می‏تواند ازین رسالت را حفاظت کند و آنرا به دیگران برساند و بیاموزاند.

و اما در مورد جرأت و تندی زبانش، سخت به پدر شباهت داشت، نظرت در مورد تندی و جرأتی که عمر فاروق از آن می‏ترسد چیست، او می­گوید: «من پیوسته متوجه تندی‏‏یی بودم که در ابوبکر می‏یافتم». همین تندی و صراحت عایشه بود که وقتی مادرش به او دستور داد نزد نبی کریم رفته و به خاطر مژده‏‏یی که جهت برائت وی از تهمت یاران افک به او دادند، از ایشان تشکر کند، در جواب با کمال صراحت گفت: به خدا قسم به نزد شان نمی‏روم و از کسی جز الله سپاس­گزاری نمی‏کنم! [به روایت بخاری]

وقتی در چنین حالتی قرار داشت کسی نمی‏توانست در مقابلش بایستد و یا او را آرام کند، در صحیح بخاری و مسلم آمده که همسران رسول اللهﷺ دخترش فاطمه رضی الله عنها و پس از او همسر شان زینب را به نزد شان فرستادند تا از او بخواهند با ایشان نیز همانند عایشه رفتار نماید، دیری نپایید که زینب شروع به بدگویی عایشه کرد و در این مورد سخن به درازا کشاند، عایشه به سوی نبی کریمﷺ نگاه کرد، وقتی دید که نبی کریمﷺ ناپسند نمی‏دارد که عایشه از خود دفاع کند، پس با تمام قوت سخنان زینب را پاسخ گفت و او را ساکت کرد، عایشه رضی الله عنها می‏گوید: وقتی من به سخن گفتن از او پرداختم، رگبار بدگویی را بر او فروباراندم. نبی کریمﷺ لب­خندی زده و فرمودند: {إنها ابنة أبي بكر}. «او دختر ابوبکر است». به این ترتیب چنان­که امام نووی در شرح مسلم می‏گوید: کمال فهم و حسن نظرش را پسندیدند.

عایشه رضی الله عنها همین ویژگی شخصیتی خویش را بعدها تبدیل به جرأت در تبلیغ علم کرد و همین ویژگی ایشان را کمک کرد که ملَکه و نیروی نقادی شان رشد کند و در مسایل علمی با صحابه اختلاف نظر داشته باشد، همان­طور که باعث شد در مورد خصوصیات زندگی­اش با نبی کریمﷺ نیز بدون هیچ خجالت و شرمی بخاطر تعلیم امت، سخن براند. برای همین است که می‏بینیم حتی در مورد بوسیدن نبی کریم در سنن ابوداود آمده که: «نبی کریمﷺ هرگاه یکی از همسران خویش را می‏بوسید، زبانش را می‏مکید». هدف عایشه رضی الله عنها در این حدیث خودش بود؛ چنان­که علما از جمله ابن قیم در کتاب «الطب النبوی» به این نظر اند که: رسول اللهﷺ با خانواده­اش شوخی و بازی می‏کرد و (همسرش را) می‏بوسید. ابوداود نیز در سنن خویش می‏گوید: رسول اللهﷺ عایشه را می‏بوسید و زبانش را می‏مکید. هم­چنان حدیث عایشه رضی الله عنها در مورد مسابقه دادن رسول گرامی با او، که در اوایل به خاطر سبکی و لاغراندامی عایشه از رسول اللهﷺ پیشی می‏گرفت؛ می‏گوید: «تا این­که چاق شدم و هنگامی­که با من مسابقه می‏داد از من پیشی می‏گرفت». [به روایت احمد در مسند و سنن ابوداود]

بعد از رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم، بسیاری از صحابه به خاطر مشغولیت شان به فتوحات اسلامی از علم دین بازمانده بودند؛ اما پس از بازگشت از جهاد، نیازشان به عایشه رضی الله عنها و دانش او در مورد درس‏های ‏نبوی می‏افتاد.

افق دید وسیع

و اما تا کنون سخن از ویژگی‏های ‏شخصیتی عایشه رضی الله عنها راندیم، حال خوب است که به معنی منحصر به فردی در وی اشاره کنیم که عبارت است از استقامت و ثبات انسانی او؛ یعنی مدیریت درست احساسات شان در برابر دیگران و شناخت دقیق جای استعمال عقل و جای بروز احساساسات. در این مورد دلیلی واضح­تر از رابطۀ شان با علی بن ابی طالب رضی الله عنه نمی‏توان یافت. عایشه رضی الله عنها در مورد حضرت علی به خاطر نظر شان در مورد وی در حادثۀ افک کینه­یی به دل داشت، آن­گاه که نبی کریمﷺ با حضرت علی در مورد عایشه مشورت کردند، او مشوره داد عایشه را طلاق دهند، از آن پس عایشه رضی الله عنها حتی دوست نداشت اسم علی رضی الله عنه را ببرد؛ اما با آن هم وقتی پای دین در میان است، مسئله را به او ارجاع می‏دهد؛ زیرا می‏داند که او صاحب علم و کمال و دیانت است، از شریح بن هانی مذحجی روایت است که گفت: از عایشه رضی الله عنها در مورد مسح بر موزه پرسیدم، گفت: به نزد علی برو، او در این مورد از من داناتر است. [صحیح مسلم]

هم­چنان عایشه رضی الله عنها عمل­کرد شاعر رسول اللهﷺ، حسان بن ثابت انصاری را نیز در حادثۀ افک از یاد نبرده بود، حتی پس از این­که از ایشان معذرت­خواهی کرده و مدح شان گفت؛ اما با آن هم از یادکردن برتری‏ها ‏و فضیلت شاعر در دفاع از پیامبرﷺ کوتاهی نمی‏کرد و وقتی که خواهرزاده­اش عروه بن زبیر او را در محضر عایشه رضی الله عنها دشنام می‏داد، فرمود: «او را دشنام مده؛ زیرا او از رسول خداﷺ دفاع می‏کرد». [به روایت بخاری]. روزی همین عروه با مروان بن حکم نزد عایشه رضی الله عنها شعر خواندند، او به اساس موهبۀ شعری مروان شعر او را ترجیح داد هرچند که عروه از نگاه نسب با او نزدیک بود؛ این­چنین بود رفتار عاقلانهء بانو عایشه رضی الله عنها که هرگز از آن طفره نمی‏رفت!

چیز دیگری که کمال عقلانی عایشه رضی الله عنها را نشان می‏دهد، شناخت قدر و منزلت مردم و نظر دقیق او در مورد افراد بود، ابوشجاع دیلمی در مسند الفردوس از ایشان روایت می‏کند که گفت: «مجالس خویش را با یاد عمر بن خطاب رضی الله عنه زینت بخشید». در روایت دیگری از ابویعلی موصلی در مسند وی آمده که: «سه تن از انصار که همگی از بنی اشهل اند، پس از رسول خدا هیچ کس از ایشان برتر نیست: سعد بن معاذ و اسَيْد بن حُضَيْر وعباد بن بشر». با وجود اختلافات علمی بسیاری که با ابوهریره داشت با آن هم جایگاه علمی و فضیلت او را از یاد نمی‏برد، تا جایی­که وصیت نمود پس از مرگش ابوهریره بر او نماز بگزارد.

از معانی دیگری که در زندگی این شخصیت فرهیختۀ دایرةالمعارفی و ­دانش­مند بزرگ می‏توان یافت، دوری وی از تکلف و خودسازی است، چیزی که در مراکز علمی اسلامی در دوره‏های ‏بعدی به وجود آمد و شخصیت­های علمی ساختگی­یی به وجود آمد که خلاف فطرت و طبیعت بشری است. عایشه که صحابۀ کرام به خاطر امور دینی شان به نزد او می‏شتافتند، از سخن گفتن در مورد طبیعت و سرشت زنانۀ خویش باکی ندارد، به روایت ذهبی در السیر از وی نقل شده است که گفت: روزی رسول خدا در روزی غیر نوبت من به خانه­ام آمد و می‏خواست با من هم­خوابی کند، در را کوبید، صدا را شنیدم (و در باز کردنِ در تأخیر کردم) سپس بیرون شدم و در را باز کردم، فرمودند: {ما كنت تسمعين الدق؟} «آیا صدای در را نمی‏شنیدی؟» گفتم: چرا می‏شنیدم؛ اما دوست داشتم زنان دیگر بدانند که در روزی غیر از نوبت من به نزدم آمدید!

با وجودی­که عایشه رضی الله عنها در محیطی اسلامی پرورش یافته بود، با آن هم ارتباطات اجتماعی شان از آوان کودکی با اهل ادیان دیگر بسیار خوب و باز بود. او با زنان یهود هم­نشینی می‏کرد، این زنان به نزد وی می‏آمدند و با او صحبت می‏کردند و چه بسا که او را تداوی می کردند؛ اما وقتی سخن از دین و عقیده می‏شد، آن وقت بود که به نقد علمی می پرداختند. امام مالک در موطأ روایت می‏کند که: ابوبکر صدیق نزد عایشه رضی الله عنها آمد، در حالی­که از درد شکایت داشت و به نزدش زن یهودی بود که او را رقیه می‏کرد، ابوبکر گفت: او را با کتاب خدا رقیه کن. در صحیح مسلم از عایشه رضی الله عنها روایت است که گفت: دو پیر زن از پیرزنان یهود به نزد من آمده و گفتند: اهل قبور در قبرهای شان عذاب داده می‏شوند، من آن دو را تکذیب کردم.

بیهقی نیز در شعب الإیمان از عروه و او از عایشه رضی الله عنها روایت می‏کند که گفت: رسول گرامی به من فرمودند: {ردي علي البيتين اللذين قالهما اليهودي}. «در پاسخ به دو بیتی که یهودی گفت، جواب بده». گفت: گفتم: فلان یهودی گفت:
ارفع ضعيفـَك لا يُحِر بكَ ضعفُه ** يوماً فتُدركك العواقب قد نــَـمَى
يجزيك أو يثني عليك وإن مَن ** أثنى عليك بما فعلتَ فقد جَـــزَى

فرد ضعیف خود را قدر کن، ضعف او دست تو را آزاد نسازد، تا مبادا روزی عواقب و سرانجام کار در حالی­ تو را فراگیرد که بزرگ شده است.

یا به تو پاداش می­دهد و یا تو را می­ستاید، هر کس تو را ستود در واقع پاداش داده است.

عایشه رضی الله عنها در میان مفتیان صحابه جای­گاه ویژه‏‏یی داشت، و به دست او گروهی از مفتیان طبقۀ اول از علمای تابعی فارغ شدند.

استعداد‏های ‏علمی

اکنون نگاهی به ویژگی‏های ‏شخصیت علمی ایشان و توان­مندی او در اجتهاد و فهم نصوص شرعی و موضوعات فقهی می‏اندازیم که باعث شد در مهارت فتوا از صدرنشینان باشد. ابن قیم رحمه الله در کتاب إعلام الموقعین در مورد جایگاه عایشه رضی الله عنها در میان مفتیان بزرگ صحابه می‏گوید: کسانی از صحابه که فتواهای شان حفظ شده است، حدودا صد و سی و چند تن از زنان و مردان اند و از این میان  از هفت تن ایشان فتوا­های بسیاری روایت و حفظ شده است: عمر بن الخطاب، علي بن أبي طالب، عبد الله بن مسعود، أم المؤمنين عایشه ، زيد بن ثابت، عبد الله بن عباس و عبد الله بن عمر.
ترمذی نیز در سنن خویش از ابوموسی اشعری روایت می‏کند که: ما -اصحاب پیامبر- در مورد هر حدیثی که به مشکل برمی­خوردیم، از عایشه رضی الله عنها می‏پرسیدیم و او را در همه حال دانا به مشکل مان می‏یافتیم. به اساس آماری که امام ذهبی در السیر خویش به دست می‏دهد، مجموعه احادیثی که عایشه رضی الله عنها از نبی کریمﷺ روایت کرده است به 2210 حدیث می‏رسد.

عایشه رضی الله عنها با بزرگان صحابه اختلاف نظر داشت و کوتاهی‏های ‏شان را در 61 حدیث اصلاح و تصحیح کرد از این میان 13 حدیث از ابوهریره، 10 مسئله از عبدالله بن عمر و پس از آن‏ها ‏اختلاف در هشت مسئله با هر یک عمر بن خطاب و ابن عباس و دیگر اختلافات با اصحاب دیگر بود. این مسایل و احادیث را فاطمه قشوری در کتاب «عائشة في كتب الحديث والطبقات» خویش گرد آورده است، همان­طور که علمای دیگر نیز در این خصوص چنین تألیفاتی داشتند، از جمله کتابِ ابو منصور بغدادی تاجر، که به دست ما نرسیده و کتاب دیگری از امام زرکشی تحت عنوان «الإجابة لإيراد ما استدركته عائشة على الصحابة».

عایشه رضی الله عنها می‏دانست که او  مخزن ارشادات نبوی است و از نیاز شدید مردم به خود آگاه بود؛ زیرا او امام زنان عالم بود و مشخص است که بسیاری از مسایل فقهی زنان بر مفتیان مرد پوشیده است، برای همین می‏بینیم که عبدالله بن عمرو بن عاص را که بدون تخصص فتوا می‏دهد، به شدت مورد انتقاد قرار می­دهد و فتوای او را به خاطر مشقتی که بر زنان روا داشته رد می‏کند؛ زیرا عمرو بن عاص دشوار بودن این فتوا را بر زنان نمی‏دانست.

مسلم در صحیح خود از عایشه رضی الله عنها روایت می‏کند که: به عایشه خبر رسید که عبدالله بن عمرو به زنان دستور می‏دهد که وقتی غسل می‏کنند (موهای) سر شان را باز کنند، گفت: من تعجب می‏کنم از این ابن عمرو! او زنان را دستور می‏دهد که وقتی غسل می‏کنند موهای شان را باز کنند، چرا به ایشان دستور نمی‏دهد که موهای شان را بتراشند؟! من با رسول خدا از یک ظرف غسل می‏کردم و فقط سه بار روی سرم آب می‏ریختم.

علمای اسلام محفوظات عایشه رضی الله عنها و فتواهای و تصحیحات شان را در خصوص روایت‏های ‏صحابۀ کرام جمع­آوری کردند.

قوت پی­گیری و تصحیح

او در فتواهای خویش روش­مند عمل می‏کرد برای همین پیوسته در پی توجیه و مدلل ساختن احکام و شناخت مقاصد آن‏ها ‏بود و روش فقهی او موصوف به رعایت حال زنان و دادخواهی در حق آن‏ها ‏در خصوص اموری است که بر مردان پوشیده بود، مواردی که مردان از آن‏ها ‏آگاه نیستند و یا به خاطر نداشتن حس زنانگی آن را درک کرده نمی‏توانند.

برای همین -چنان­که دیدیم- فتوای عبدالله بن عمرو را در مورد باز کردن گیسوهای زنان در هنگام غسل رد می‏کند و فتوای دیگری که در مورد هم­راهی محرم با زن در سفر داد؛ زیرا او می‏دانست که حدیث در خصوص محرم در رابطه به امنیت و به سلامت رسیدن زن به مقصد است، نه به دلیل ممانعت از سفر زن، ابن ابی شیبه در مصنف خود می‏گوید: در نزد عایشه رضی الله عنها یاد شد که زن نباید بدون محرم سفر کند، عایشه گفت: هر زنی محرمی نمی‏یابد.

هم­چنان در مورد عدت زنی که شوهرش وفات کرده نیز چنین نظری داشت، صحابۀ کرام بیش‏تر به این نظر اند که عدت باید در خانۀ شوهر سپری شود؛ اما عایشه رضی الله عنها چنین فتوا می‏دهد که «زنی که شوهرش وفات کرده، می‏تواند به هر جا که بخواهد عدت ­اش را سپری کند». دلیل این فتوای شان نیز این بود که در قرآن با وجودی­که مدت عدت را مشخص کرده، جای بخصوصی برای گذراندن عدت زن یاد نکرده است ( اگر جای عده ضرور می­بود حتما همانند مدت آن در قرآن یاد می­شد).

هم­چنان او با برخی از صحابه که از حدیث {لعْن النامصات والمغيّرات لخلق الله/ لعنت شدن زنانی را که موی ابروی دیگران را بر می‌دارند و آفرینش خدا را دگرگون می‏کنند} برداشت تحت اللفظی کرده و از بین بردن هر گونه موی جسم و روی را برای زن ناجایز می‏دانند؛ مخالفت کرده و -با سلیقۀ زنانۀ خویش- به این نظر بود که این امر نه تغییر در خلقت است و نه فریب دیگران، بلکه این امر یک مسئلۀ وابسته به نظافت شخصی و زیبایی­دوستی است که زنان بر آن سرشته شده اند. بناء برای کسی که از او در این مورد فتوا خواست، فرمود: «اذیت را از خود دور کن و برای همسرت خود را بیارای». [به روایت عبدالرزاق در مصنف وی] در صحیح بخاری و مسلم نیز از ابوهریره و ابن عمر روایت است که رسول اللهﷺ فرمودند: {لأن يمتلئ جوفُ أحدكم قيحاً ودماً خير من أن يمتلئ شِعْراً}. «اگر شکم یکی از شما از چرک و ریم پر باشد بهتر از این است که از شعر پر باشد». عایشه رضی الله عنها فرمود: ابوهریره خوب حفظ نکرده! بلکه رسول اللهﷺ فرمودند: {من أن يمتلئ شِعراً هُجِيتُ به}. «از این­که پر از شعری باشد که من در آن هجو شده باشم».

عائشه رضی الله عنها به عمق معانی فرومی­رفت و احادیث را در سیاق آن‏ها ‏بررسی می‏کرد، برای همین می‏بینیم که هجرت را مفهومی زمانی وابسته به زمان شکنجه و فشاری می‏دانست که بر مسلمانان روا داشته شده بود. عبدالرزاق صنعانی در مصنف خویش روایت می‏کند که: از عایشه رضی الله عنها پرسیدند: هجرت چه وقت است؟ گفت: بعد از فتح دیگر هجرتی در کار نیست، هجرت قبل از فتح بوده، زمانی­که فرد با دینش به سوی رسول اللهﷺ هجرت می‏کرد، اما وقتی فتح صورت گرفت، دیگر مسلمان هر جا که بخواهد الله را عبادت کند، از آن باز داشته نمی‏شود.

وقتی سخن در مورد مسئلۀ غسل قبل از رفتن به نماز جمعه بالا گرفت، او با توجه به بافت و سیاق حدیث چنین گفت: اصحاب رسول اللهﷺ کارگران هم­دیگر بودند و ایشان را بوی‏هایی ‏بود، پس برای شان گفته شد: {لو اغتسلتم}. «کاش غسل می‏کردید». [صحیح بخاری] با این حساب او به این نظر است که حدیث در مورد کارگرانی است که از راه کار به نماز می‏آمدند، در حالی­که بوی بدن و لباس شان دگرگون شده بود، به ایشان گفته شده: کاش غسل کنند تا مبادا باعث آزار و اذیت دیگران شوند.

ادامه دارد…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *